محمد حسين بن مهدى فراهانى
101
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
استانبول اسلامبول را يونانيان استنبل مىگفتند ، و روميان قسطنطنيه . و قسطنطنيه از بناهاى قسطنطنين است كه نام يكى از قياصرهء روم است . و بعضى از اقليم پنجم و برخى از اقليم ششم شمرده ، و در جزيره [ اى ] جنگلى واقع شده كه سه طرف شرقى و غربى و جنوبى آن به بحر متصل ، و شمالى آن به خشكى پيوسته است ، و شش فرسنگ طول اين [ شبه ] جزيره است . و از قديم نيز شهرى بزرگ و دار الملك سلطنت روم بوده [ است ] . و اهالى اصيلهء روم از نسل عيص بن اسحق بن ابراهيماند . روايت ناصر خسرو و ناصر خسرو قبر عيص را در قريه [ اى ] از قراء عكه مىنويسد . و نشو و نماى عيص در عكه بوده ، بعد اولاد بسيار به هم رسانيده و متفرق شدهاند . و اين طايفه ابتدا موحد ، بعد چندى بتپرست شدند ، و يك چند به مذهب حكماى يونان بودند و سلاطينشان قيصر ناميده مىشد ، تا آنكه قيصر موسوم به فياوس يا فلينونس ملت عيسوى اختيار كرد . و بعد كفار روم هجوم نموده او را به همين واسطه به قتل رسانيدند و دوباره دين عيسوى متروك گشت تا زمانى كه قسطنطين بن قيرون به سلطنت نشست . و اين قسطنطنيه را ساخت و دار الملك قرار داد . و از قرار مسطور اين شهر ابتدا دو بارو داشته : ارتفاع باروى درونى هفتاد و دو گز و عرضش دوازده گز بوده ، و ارتفاع باروى بيرونى چهل و دو گز بوده و عرضش هشت گز بوده ، و فاصلهء اين دو بارو به يكديگر شصت گز . و يك هزار و بيست برج در اين دو بارو بوده ، و بر هر برجى چند نفر سپاهى موكل بودند . روايت از تحفة الملكيه و صاحب تحفة الملكيه مىنويسد « اين قيصر موسوم به قسطنطين در اواخر عمر به ناخوشى برص « 16 » مبتلا شد ، خدمهء بتخانه به او
--> ( 16 ) - نوعى ناخوشى جلدى ( به اضافات رجوع شود ) .